محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )

58

دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )

دشمن بودند - پست حساس دولتى را حتى در ارتش بعهدهء ايشان سپرد تا بدينوسيله دل آنها را به خود جلب سازد . على بن بويه بر دشمنان به همين سياست و روش بود كه چيره شد ، و بجاى كيفر گذشت از خود نشان ميداد ، و اين تدبير سركشانرا رام و شورشيان را آرام ساخت . بزرگى و عزتى كه آل بويه بدست آوردند در سايهء فضيلت و كاردانى « عماد الدوله » بود كه مرجع فضل و بزرگوارى در اين دودمان بشمار ميرفت . ابن اثير در رويدادهاى سال 322 چنين مينگارد : هنگاميكه « على بن بويه » بر شيراز مسلط شد ، به مردم امان داد و بدادگرى در اجتماع پرداخت . شانس - يا لطف خدا - هم در چند مورد شامل حالش گشت و بياريش آمد . مارى عماد الدوله را از سقوط نجات داد خزانه تهى گشته ، ارتش هم حقوق خود را ميخواهد . عماد الدوله بامروز و فردا موكول مىكند ؛ زمزمه از هرطرف ساز و نزديك است كه كار به نيمه‌تمام و بانحلال دولت بويه بكشد . عماد در بالاخانه سر بگريبان انديشه فروبرده و اندوه خسته‌كننده‌اى ويرا فراگرفته ، و دارد بسقف خانه مينگرد و در انديشهء چاره است كه چه تدبيرى به كار بندد تا بتواند جوابگوى نيازمنديهاى دولت و خواسته‌هاى ملت باشد . ناگهان مارى از گوشهء سقف خانه بيرون آمد و در گوشهء ديگر بسوراخى رفت . عماد ترسيد كه به زمين افتد و به او آسيبى برساند ، پاسدارانرا خواست ؛ موضع را گشودند ، درى نمايان شد ؛ پس از گشودن ، خانه‌اى را ديدند ؛ درون خانه شدند ، ده صندوق پر از زر و سيم در آنجا بود . گشايشى در كارش پيدا شد ، حقوق سربازانرا داد ، و دولتش را از سقوط نجات بخشيد پس از آنكه در شرف نابودى قرار گرفته بود .